ژورنالیزم و کاربرد ژورنالیزم معاصر
جایگاه گوینده در تلویزیون
کیفیت صداو چگونگی بیان ما نمایشگر میزان شناخت ما از زبان وتسلط مابر موضوع کلام، ومهمتر از اینها، جلوه ای ازشخصیت ماست.
اگر آنچه را که در اعماق روحمان نهفته داریم وآنچه را در زنده گی می بینیم و احساس میکنیم .بتوانیم همانگونه ماهیت آنها را بیان کنیم ویا واقعیت پدیدهارا آنطوریکه است برملا ساخته ونشان بدهیم ،ما را گوبنده ، نویسنده ،ممثل ویا گاهی رمزگر وزمانی رمزکش نامند،در واقعیت شمار کسانیکه دارای این موهبت وتوانایی هستند ، اندک ازبسیاری بوده وطبیعی است که ازهمه مردم نمیتوان انتظار داشت که گوینده ای بر گزیده ویا نویسنده ای چیره دست بار آیند.
چنانچه گوینده گی هنر گویش و خوانش ،توام با اساسات ،هنری و آواز زیباو گیرا بوده وگوینده باید این هنریا فن را به خوبی بداند واز اساسات و اصول فنی وهنری آن ،آگاهی عام وتام داشته باشد. چه گوینده حلقه وصل کتله های انسانی میباشد ،آنچه از همه در مورد هنر گوینده گی قا بل غورودقت است گویند ه گی در تلویزیون است که هر کدام این وسا یل جمعی ریزه کاری های هنری و فنی گوینده گی ویژه ای را داراست که گوینده آگاه با استعداد با مراعات آن میتواند این حلقه وصل افهام و تفهیم انتقال پیام را بصورت هنری وفنی با بیننده گان تامین نماید.
بهمین منظور، همه تلاشهای علمی وفکری وآثار هنری وادبی به نوعی نمایانگر دغدغه رسیدن به حقیقت است . به سخن ارسطو ، حقیقت را میتوان به یاری همدیگر جستجو کرد . گفتگو میتواند یکی ازراه های رسیدن ،جستجو کردن ، به کاربردن وابلاغ کردن وگفتن وبرملا کردن حقیقت گردد .
همچنان ، در صورت جریان یافتن گفتگو در جامعه ، آزادی به صورت یک نهاد مستقر شده ،امکان بیان عقاید گوناگون فراهم میگردد.
تلویزیون منحیث رسانه یی که میتوان گفت بی نظیر وبی رقیب ودو حس از حواس ماراهمزمان متوجه میسازد ،جایگاه خوبی برای ارایه ،نما یش به کارگیری وبه راه اندازی حقیقت است ،هم از راه گفتگو ، هم از طریق را ه تصویری .
به صفحه تلویزیون چهار گونه موجودات قابل نمایش اند: انسان ، حیوان ،گیاه وجماد.
محوری ترین این چهار مقوله برای تلویزیون ،انسان یا انسانهاست که در حال سخن گفتن مشاهده میشوند.
گفتگو در تلویزیون شامل مصاحبه ،مناظره ،میزگرد ، تبصره ، سخنرانی یا مونولوگ وصحبت های شفاهی مردم میباشد . در تلویزیون برنامه هایی که کاملا تصویری باشد ویا کاملا شامل سخنرانی وگفتگوهای طولانی باشد ،از تحمل وحوصله مندی بیننده به دور است. مگر این که موضوع گفتگو خیلی ها حیاتی و مهم باشد.
زیرکی ،کاردانی وحرفوی بودن گوینده تلویزیون در این نهفته است که وی با دانایی ودقت کاربرد صدا وتصویر وآمیزش هر دو رابا هم آمیخته و تجربه کرده باشد .هماهنگی صدا وتصویر ،با عث جذابیت برنامه های تلویزیون میگردد صدا باید تصویر را تکمیل ویا شرح دهد .صدا بییننده را به دنبال تصویر رهنمایی نماید . کلمات باید تابع تصویر بوده ،نباید جداگانه عمل نماید وبا تصویر در تنا قض قرار گیرد .
درین زمینه، برنامه های تلویریون آمیزه یی از صدا ، سخن وتصویر است.هیچ یک را نمیتوان حذف کم ویا اضافه کرد استعداد وچابکی گوینده برنامه با خلا قیت وکاردانی نویسنده متن توانانی را به میان می آورد که برنا مه زیاد پرحرف نشود ویا کاملا تصویری نگردد .کاملا تصاویر را رهنمایی کند و تصاویر روشنگر صحبتها باشد.
آنچه که باید بیش از همه بر ان تاکید کرد ، استفاده خلاق ازگفتا ر است. در تلویزیون نسبت به سینما ضرورت سخن بیشتر است ،باید به ترتیب هنرمندانه ان اهمیت دادوکوشید .
زبان تلویزیون زبان صحنه های متحرک وزنده وترکیب هنرمندانه کلام با تصویر است .این زبان شاید ،برانگیزه ترین ،فشرده ترین ووحدت همه زبانهایی باشد که توسط انسان تابه حال ایجاد شده است .
در تلویزیون ظاهر شدن به قیافه تصنعی تاثیرات منفی دارد .گورگی گفته است : (( برای بک هنرمند لازم است که اشخاص را غافلگیر کند و نگذارد برای یک فوتوی مقبول قیافه بگیرند.)) درتلویزیون گوینده شدن یک مطلب است و گوینده بودن مطلبی دیگر. شما ممکن است به کمک یک دوست بانفوذ و یا به سبب داشتن چهره دلچسپ و... به عنوان گوینده به رادیو یا تلویزیون راه یابید اما آیا به کمک بخت یا به یاری یک دوست با نفوذ می توانید حقیقتاً گوینده باشید؟
گوینده شدن نخستین گام از راه بی انتهای گوینده بودن است .
گوینده یی که جلو میکروفون می نشیند باید (گوینده ) باشد نه اینکه بعداً گوینده شود.
کسی که به جای حرف زدن ناله می کند یا دندانهایش را از روی هم برنمی دارد، به کمک هیچ عاملی نمی تواند یکشبه گوینده، به معنای واقعی کلمه بشود.
و اما: برای گوینده بودن در تلویزیون، در نخستین گام چهار خصلت اساسی جایگاه خاص را داراست.
۱. عشق
سردفتر عالم معانی عشق است.
ای آنکه نداری خبر از عالم عشق.
برای رسیدن به مطلب و مقصود، بهترین انگیزه و بهترین وسیله و بهانه ، عشق است.
عشق شب شما را به صبح پیوند میزند، بی آنکه احساس کسالت کنید. عشق درفرسنگها شما را می دواند، بی آنکه اندکی خستگی در وجود شما راه یابد .
عشق همان است که صوفی را به صافی و صوفی را به دیداری معبود نایل می گرداند.
عشق همان است که از میان سالهای سده ها و از میان هزاران هزار کس هنرمندی را برمی کشد و نامش را با زر ، یا الماس ، بانور ، یا عشق برتاج تاریخ می نشاند؛
عشق آفریننده زیبایی است؛ عشق دستمایه فدا کاری است؛
برای دسیابی به هر پیروزی، عشق همراه و هم راه عاشق است.
عشق فردوسی می سازد؛ عشق ارسطو و افلاطون می سازد.
عشق آدمیزاد را به اوج انسانیت می سازد. و آن زمان که عاشق براین خاکدان نیست، عشق او برجاست، زیبا، شرین و گویا، به قول مولانا:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
شما برای دستیابی به هر آرزویی باید عاشقانه تلاش کنید. اگر می خواهید گوینده باشید – نه اینکه فقط گوینده گی کنید- باید عاشق این هنر ، یا این فن باشید. عاشق باشید همه دشواریها آسان و همه راهها هموار میشود.
۲. تصمیم و عمل:
عامل تحرک غیر از خود تحرک است. عشق عامل خوبی برای تحرک است، آنکه عاشق است و از جانمی جنبد از جان عاشق نیست. شاعری است که دهها شعر ناسروده دارد. نویسنده یی است که بسیار افسانه های نا نوشته دارد. نقاشی است که پیکره های زیبایش را فقط در عالم خیال برای خود می کشد.
شما اگر تصور میکنید که عاشق هنر گوینده گی یا فن گوینده گی هستید، ولی ترجیح می دهید مثلاً; به معامله فروش موتر بپردازید که عاید خوبی دارد، با خواست خود رقیب خوبتر را ترجیح داده اید. پس عاشق صادق نیستید.
پول می تواند وسیلهء در سر راه شما در راه رسیدن به معشوقه شود. مقام هم همینطور. سایر
وسایل مادی نیز به همین ترتیب. اگر مرد میدان هستید ، باید پاکباز باشید. در این کشور فقیر
کار گوینده عاید چندانی ندارد. مثل: هر هنر دیگری.
متاع عشق بازاری ندارد. هنر دیگر خریداری ندارد.
شما ممکن است با اندکی آشنایی با کار تجارت ، به آسانی روزی هزاران افغانی به جیب تان بیاید، اما اگر تصورمی کنید که از طریق ارائه هنر می توانید، زنده گی خوبی داشته باشید..
ببخشید این راه را به اشتباه آمده اید! چنانکه گفته اند: آنچه هنرمند را هنرمند نگهمیدارد، عشق او به هنر است.
برای توفیق در این کار، اراده و عملی عاشقانه لازم است و تلاش بسیار و بعد قناعت به یک زندگی فقیرانه ، که آنهم عالمی دارد و اگر خوش اقبال باشید، احتمالاً اندکی شهرت.
۳. تمرین، تمرین، تمرین
می گویند صدای خوب مطلوب است، اما هنر نیست، مثل داشتن چشمهایی زیبا، اما صدای خوب وسیله مطلوبی برای ارائه هنرا ست.
داشتن وسیله خوب نعمت است و خوب استفاده کردن از این وسیله موجب پیدایی یک اثر مطلوب می شود. نقاش هم برای آفریدن یک تصویر دلخواه به رنگ ، قلم و مو نیازمند است. خطاط هم برای خلق کردن یک صفحه هنرمندانه به قلم و پنجه یی بی ارزش نیاز دارد.
با این تعریف شاید اجازه داشته باشیم که بگویم گوینده خوب هنرمند است، زیرا که از وسیله خوب، خوب استفاده کرده است. یا حد اقل یک استاد کار زبردست است. به هر حال، برای اینکه بتوان از هر وسیلهء خوبی ، خوب استفاده کرد، بدون تردید تمرین لازم است.
جای دریغ خواهد بود اگر وسیلهء خوبی داشته باشیم ، اما آنرا بیکار نگهداریم، در حالی که دیگران حسرت آنرا می خورند. به صدای گوینده گان ورزیده گوش کنید ولی مواظب باشید مقلد آنها نشوید می توانید صدای آنها را ثبت کنید، بعداً متن گفتار شان را بنویسید و بدین ترتیب پی ببرید که چگونه گوینده خوب، حتی یک متن بد را، خوب تحویل شما می دهد. عکس این مطلب نیز خود به خود صادق است، در هر فرصتی ، با خواندن متون مختلف ، صدای خود را ثبت کنید و کوشش کنید عیب ها را بکاهید، فراموش نکنید: تمرین ، تمرین و تمرین.
۴. مطالعه ، مطالعه، مطالعه
شما در شروع کار برای آنکه صدای مطلوب داشته باشید، هر قدر میخواهید تمرین کنید.
برای آنکه به رادیو و تلویزیون راه یابید، هر چه می توانید تلاش کنید. این کار ها به شنونده ها وبیننده ها ربطی ندارد، اما .... اگر حقیقتاً می خواهید گوینده یی قابل تحسین باشید، ضمن پذیرفتن آنچه گفته شد و آنچه گفته خواهد شد، از مطالعه نباید غافل شوید.
مطالعه نمایید، هر قدر که می توانید، و در هر مورد که دسترسی دارید. نگوید که کمتر وقت مطالعه دارم. اگر گوینده یا مجری برنامه خاصی هستید، چه بهتر که بیشتر در آن مورد مطالعه کنید، ولی به هیچ وجه از ادبیات غافل نشوید. شما مجری هر نوع برنامه یی که باشید، زیربنای کارتان ادبیات است. دهن خود را با انواع شعر و صورت درست واژه ها آشنا کنید.
کلام باید چون بازیچه یی در دست شما باشد. با متن های گوناگون ادبی آشنایی و در خوانش آن در جدال باشید. این کار علاوه بر تائید عجیب در کار شما، از شما فردی با تجربه، خوش و حاضر جواب می سازد. مؤدب ، متواضع و صاحب نظر می شوید و یاد میگرید که بنویسید. شما وقتی برنامه یی را گزارش می کنید، وقتی در استدیو تلویزیون مجلس یا محفلی را اداره میکنید، کمتر می توانید از نوشته استفاده کنید.
حضور ذهن و حاضر جوابی و پرسش های متین شما، نتیجه مطالعه مستمر تان خواهد بود. آشنایی شما بازبان های (پشتو،دری و عربی) و قواعد این زبان ها موجب چیره دستی شما در کارتان در تلویزیون خواهد بود. شما اگریک ((قید را به صورت صفت)) بخوانید، یا نادرستی هایی ازین قبیل، چی بسا که بسیاری از شنونده ها و بیننده ها رادیو و تلویزیون خود را خاموش کنند به این جمله های ساده توجه کنید:
آن کودک زیبا، می خندید.
آن کودک، زیبا می خندید.
و یا:
آن مرد، با متانت سخن می گفت و شنونده گان سروپا گوش بودند.
آن مرد با متانت، سخن می گفت و شنونده گان سراپا گوش بودند.
ویرگولی که بین دو واژه گذاشته شده نشان میدهد که دو جمله، در حالیکه در نوشتن به یک شکل هستند اما در معنی چقدر فرق دارند.
خلاصه، تمرین کنید. فراموش نکنید که شنونده و بیننده فقط مجال یک بار شنیدن یا دیدن برنامه شما را دارد. او کتاب نمی خواند که اگر اشتباه خواند یا نفهمید ، برای درک درست آن به عقب برگردد و باز فراموش نکنید که آنچه از رادیو و تلویزیون شنیده می شود، به عنوان (زبان معیار) تلقی می شود و به وسیله تکرار در زبان جا می افتد. پس غلط گویی ، غلط خوانی و غلط پراگنی در هنر گوینده گی در رادیو و تلویزیون ممنوع است.
بناً این چهار خصلت اساسی در هنر گوینده گی در تلویزیون از جمله موارد بسیار بجا و کارا دانسته شده و جایگاه خاصی را در تلویزیون دارد, این مواردً مدخل و ورودیه خوبی خواهد بود برای آنانیکه در رادیو و تلویزیون به گوینده گی می پردازند.
نتیجه گیری :
تلویزیون و سیله مهم اطلاعات همگانی وموثر ترین وسیله اطلاع رسانی است که لازمه کاروعمل
و سرعت انتقال پیام بوده ونقش آن در این راستا از تمام وسایل اطلاعات همگانی چشمگیری تر وبی رقیب است.
چون تلویزیون با صدا، تصویر ، الفاظ ، کلمات و جملات سرو کار دارد دراین حصه استعداد، لیاقت، ذکاوت، گوینده و طرز افاده و سخن گفتن تجسیم وتمثیل توسط کلمات و الفاظ برای بیننده تلویزیون چه از طریق خبر، مصاحبه،راپورتاژ وتبصره در راستای انتقال پیام درست از اساسا ت ولوازم ضروری میباشد .
نداشتن افراد مسلکی و متخصص و کمبود وسایل تخنیکی و تجهیزات تلویزیونی از پرابلم های عمده ا ستیشن های رادیو ها و تلویزیون های افغانستان است. در همه حال، توجه و شناسائی به فرهنگ، حل پرابلم های مردم و نشان دادن و انگشت گذاری بر آن معرفی چهره های موفق و موفقیت ها و پیروزیها در مجموع، اطلاعات تازه و تصویری، برنامه های تلویزیون را جالب و قابل دید میسازد.
کار گوینده گی درتلویزیون یکی از انواع تماس و ارتباط با مردم است که به شکل زنده وبرازنده مجسم میگردد. نحوه ارتباط ازطریق تلویزیون در دو بخش (صدا وتصویر)است.
آنچه که در ارایه برنامه های تلویزیونی مطرح ومهم است،این است که نباید احساس بیننده را به بازی گرفت و سراسر تصاویر مبتذل،میان تهی، ولوله انگیزودوراز ا خلاق را پخش کرد. زیرا تلویزیون دوحس از حواس ما را بیشتر تحت تأثیرقرار میدهد. ازینرو بیننده میتواند تحت تلقینهای خوب وبد ، مثبت و منفی تلویزیون را میتوان به یک مکتب مبدل کرد.
گوینده تلویزیون مانند ژورنالیست هررسانه دیگر پاسدار حقیقت است. او حقیقت را نه تنها اعلام میدارد بلکه به نمایش میگذارد و استفاده خلاقه و هنر مندانه از گفتا ر، از وظایف سنگین اوست.
+ نوشته شده توسط دیجه اجمل حیدری در
Thu 22 Mar 2007 و ساعت
10 بعد از ظهر |